الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
117
الغدير ( فارسي )
« هرگاه از دوستت لغزشى سر زد در پى آن باش كه براى لغزشش عذرى بتراشى » و ياران ما اين گونه توجيه و تأويلها را درباره ى كسانى مانند عثمان مىپذيرند كه احوال او شايسته ى توجيه و تأويل باشد اما در مورد كسانى مانند معاويه و همگنانش كه اين شايستگى را ندارند هر چند هم صحبت پيامبر را دريافته باشند چنين توجيه و تأويلهائى را روا نمىدارند و اگر احوال و كارهاى كسانى چنان باشد كه نتوان آن را راست انگاشت و نادرستى آن را چاره نمود دليلى براى توجيه آن نيست . پايان . بسيار دشوار است كه ميان اين دو خليفه ( عثمان و معاويه ) و ميان كارهاشان جدائى بنهيم زيرا هر دو از يك ريشه بر آمده و در كارهاشان با يكديگر برادر و برابرند ، كه هيچ يك از راه ديگرى سر بر نمىتابد و اكنون اندكى تأمل كن تا در آينده از حقيقت جريان آگاهت گردانيم . با من بيائيد تا ديده ى كاوشگرانه را به كار گيريم امينى گويد : مىدانى كه ابوذر در ايمان به حق چه مقامى داشته و بر مبناى عقيدتىاش چه استوار و جايگاه او در جهان فضيلت چه و الا بوده ؟ دانش او به كجا رسيده و در راستگوئى تا چه پايگاهى بر رفته و در پارسائى و بزرگى و سختگيرى در كار خدا چه محلى را اشغال كرد و حضرت بر انگيخته ى خدا او را در چه مرتبه اى مىشناخته ؟ اگر نمىدانى بيا و بنگر : خدا پرستىاش [ ابوذر ] پيش از بعثت پيامبر پيشگامىاش در مسلمانى ، پايدارىاش بر مبانى حقه 1 - ابن سعد در طبقات 4 / 161 آورده است كه عبد اللَّه بن صامت گفت : ابو ذر گفت : من سه سال پيش از مسلمان شدن و برخورد به پيامبر ( ص ) نماز مىگزاردم . عبد اللَّه پرسيد : براى كه ؟ پاسخ داد براى خدا باز پرسيد : رو به كدام سوى مىكردى ؟ گفت : به هر سوى كه خدا روى مرا به آن بگرداند و نيز از طريق ابو معشر نجيح آورده است كه گفت ابوذر در دورهء جاهليت نيز خدا پرست بود و مىگفت لا إله الا اللَّه و بتها را نمىپرستيد . تا پس از آن كه